ترنج
مرکزفرهنگی هنری شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساری
من یک مداد رنگی مشکی هستم
سلام بچه ها ،من یک مداد رنگی مشکی هستم . می خواهم از شما بپرسم که چرا من را اینقدر می تراشید ؟
چرا من را فقط برای دور گیری یا برای چشم گذاشتن توی نقاشی ها استفاده می کنید ؟
دوست دارم با من نقاشی های دیگر بکشید . من خیلی کم شانس هستم برای اینکه رنگ من سیاه است اگر من شانس بیشتری داشتم .مثلا : رنگ زرد بودم برای اینکه با رنگ زرد خورشید بزرگ می کشند .و برای ان چشم و دماغ و دهان می گذارند ، ولی وقتی از من بخواهند استقاده کنند چشم و دماغ و دهان نمی گذارند .یا من رنگ آبی بودم ، در آسمان پیش دوستهایم ابرها بودم .یا رنگ قهوه ای بودم که به شکل کوهی که قله اش برف آمده باشد ، باشم که خانواده های زیادی پیش من بیا یند و برف بازی کنند ،یا من .....
یک روز صبح زود بیدار شدم انگار کسی داشت مرا تکان تکان می داد . او داشت با من نقاشی می کرد و فقط از من استفاده می کرد . من انقدر خوشحال شدم دست و پاهایم را گم کرده بودم و دیگر غصه اینکه از من استفاده نمی کنند را نمی خوردم
آوا مدانلو
10 ساله - کلاس چهارم

نقد و بررسی کتاب: قصه عمو نوروز و خاله نوبهار
نویسنده : شکوه قاسم نیا
تصویر گر : فریبا بندی
گروه سنی : الف ، ب
خلا صه قصه :
خاله نوبهار یک خونه داشت کوچک و نقلی ، با یک حیاط کوچک . خاله نوبهار خونه شو آب و جارو می کرد ، باغچه ها رو آب می داد ، قالیچه می انداخت و می نشست و انتظار می کشید ، انتظار عمو نوروز .
اما هنگامی که عمو نوروز اومد خاله نوبهار خواب بود ، عمو نوروز نقلی به دهان گذاشت و رفت . هر سال خاله نوبهار سفره هفت سین می چینه و منتظر عمو نوروز می شینه تا عمو نوروز رو ببینه .
نقد ظاهری:
این کتاب درسال با تیراژ200001389جلد در قطع خشتی ، در 48 صفحه ، برای گروه سنی الف و ب (پیش از دبستان و دبستان) توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بهای پشت جلد 1000تومان چاپ و منتشر شده است.
تصویر گر این کتاب با استفاده از رنگهای شاد و جذاب تصاویر چشم نواز و جالبی را خلق کرده است . تصویر های کتاب، به صورت کاردستی، به شکل ساخت عروسک و فضاسازی با استفاده ازگل سفال ، خمیرمجسمه و پارچه تصویر سازی شده است که هم کار خلاق است و هم برای کودکان مناسب وجذاب می باشد.
اندازه حروف کتاب مناسب ورنگ حروف مشکی و سفید روی صفحه های رنگی است که به دلیل ملایم بودن رنگ زمینه به راحتی خوانا است. انحنا و موج دار بودن خطوط کتاب تنوع و چشم نوازی ویژه ای را به وجود آورده است که برای مخاطبان جالب و.نوآورانه است. عیب ظاهری کتاب نداشتن شماره صفحه است.
نقد محتوایی:
پیام و هدف قصه اموزش یکی ازآیین ملی و سنتی نوروز و چیدن سفره هفت سین است که به خوبی توانسته است پیام و هدف قصه را به مخاطب القا کند .
شکوه قاسم نیا که یکی ازشاعران و نویسندگان با تجربه و پرکار حوزه کودکان و نوجوانان است در این کتاب تلاش کرده است با استفاده از ادبیات شفاهی و شعرهای عامیانه ( فورلکلور) قصه را جذاب و نظر مخاطب را جلب کند .
همچنین نویسنده سعی کرده است تا با این قصه موضوع عشق و محبت را بسیار لطیف و ارام که برای مخاطبین بد اموزی نداشته باشد مطرح کند.
نتیجه:
این کتاب در کل یک کتاب خوب و جذاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که به محض آماده سازی با استقبال کم نظیر اعضا روبه رو شده است.
سکینه یدالله پور

نخستین جلسه برنامه ریزی کمیته کودک و نوجوان ستاد دهه فجر شهرستان ساری ساعت 30/10روز شنبه 17/10/90در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره 1ساری با حضورنمایندگان دستگاه های مربوط برگزار شد. جلسه با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد. سکینه یدالله پور، مسئول کمیته، ضمن خیر مقدم به حاضران، ساختار و وظایف کمیته و هریک از اعضا را تشریح کرد. سپس هریک از اعضا پیشنهادها و نقطه نظرات خود را پیرامون هرچه باشکوه تر و پر محتوا تربرگزارشدن این مراسم ارائه کردند.در این نشست مقرر شد هریک از دستگاه ها تا پایان ساعت اداری روز سه شنبه 21/10/90 عناوین برنامه های خود را به کانون ارسال نمایند. در پایان ظرفیت های هریک از دستگاه های عضو مورد بررسی قرار گرفت و تاکید شد به نحوی برنامه ریزی شود تا کودکان و نوجوانان در برنامه ریزی مشارکت جدی و در اجرای برنامه ها نقش محوری داشته باشند.
همچنین مقرر گردید در یکی از روزهای دهه فجر جشنواره ای با شرکت همه اعضای کمیته در مجتمع کانون پرورش فکری برگزار گردد و حاضرا ن پس از مشورت با مدیران خود نحوه مشارکت خود در جشنواره مشترک را اعلام نمایند.
اعضای کمیته کودک و نوجوان ستاد دهه فجر
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان : مسئول کمیته
سازمان تبلیغات اسلامی: عضو
کمیته امداد امام خمینی: عضو
بهزیستی: عضو
اداره فرهنگ ارشاد اسلامی: عضو
اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان: عضو
اداره ورزش و جوانان: عضو
هلال احمر: عضو
اداره اوقاف و امور خیریه: عضو
بسیج دانش آموزی: عضو
سازمان دانش آموزی: عضو
که خواهرم دید
ان سوسک از وحشت
یکهو ورپرید
خوشحال شد خواهرم
اما باز دید
چند سوسک دیگر
امدند عزاداریش
سوسک بیچاره
زینب خورشیدیان-۹ ساله
کارگاه هنری

یکی از فعالیت های جذاب و خلاق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، فعالیت هنری است. کانون با استفاده از مربیان خلاق و با تجربه تلاش می کند تا اوقات فراغت کودکان و نوجوانان را پربار نماید. فعالیت های جذابی چون نقاشی و سفالگری می تواند علاوه بر این که لحظه های شاد و به یاد ماندنی را برای بچه ها رقم بزند، چنانچه به شکل اصولی و درست انجام شود، منجر به خلاقیت نیز خواهد شد. همان گونه که آگاهیم ریشه و پایه تمامی اختراعات و اکتشافات و موفقیت های علمی و هنری، چیزی نیست جز خلاقیت.. اگر بخواهیم به شکل بسیار ساده خلاقیت را تعریف کنیم باید گفت: «خلاقیت یعنی ترکیب مفید و نوآورانه چند عنصر که ممکن است در ظاهر ارتباطی با هم نداشته باشندبه منظور به وجود آوردن یک پدیده تازه .»

مربی هنری فعال و خلاق مرکز ساری ۱ آقای علی اکبر ابراهیمی، هنرمند زبردست ساروی است. کارگاه های هنری این مربی دلسوز و هنرمند، در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه هر هفته در این مرکز دایر است . روزهای پنج شنبه به علت تعطیلی مدارس روزهای شلوغ و پرکاری است و ابراهیمی در این روز – به قول معروف- سنگ تمام می گذارد . گزافه نیست اگر بگوییم یکی از علتهای شلوغی پنج شنیه ها . حضور این هنرمند است.

یکی از شیوه های کار ابراهیمی استفاده ازابزار و امکانات طبیعت اطراف است. مثلا او پنج شنبه گذشته بچه ها را جمع کرد و در یک برنامه شاد و مفرح شاخ و برگ و دور ریختنی های اطراف مرکز را جمع کردند و با استفاده از گل سفال ، کارهای خلاق انجام دادند.




شاید باور نکنید، ابراهیمی قادر است حتی بدون ابزار کار مانند: کاغذ و رنگ و مداد و... با بچه ها نقاشی کار کند. حتما می پرسید چگونه؟
یک روز که به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی و برای معرفی کانون به ذبستان«نزهت» رفته بودیم، قرار شد آقای ابراهیمی با بچه ها نقاشی کار کند اما نه بچه ها وسایل نقاشی همراه داشتند نه مدرسه چنین امکاناتی برای این تعداد دانش آموز داشت. همه فکر می کردیم حالا باید چه کنیم. اینجا بود که خلاقیت فی البداهه این مربی، که البته حاصل سالها تجربه کانونی نیز هست، لبخند رضایت برلبان ما و اولیای مدرسه ، همچنین دانش آموزان نشاند. این همکار خلاق بی درنگ کار نقاشی در هوا را با دانش آموزان کار کرد. به این ترتیب که یکی از بچه ها باید با انگشت خود در هوا طرحی می کشید و دانش آموزان حدس می زدند که دوستشان چه طرحی کشیده است. خلاصه موجی از شادی و جنب و جوش به راه افتاد و مانیز پیروزمندانه و سرافراز به کار خود ادامه دادیم.

وعده ما! چهار شنبه ها و پنج شنبه ها در کارگاه هنری مرکز شماره یک با کارهای خلاق آقای ابراهیمی.

مربیان و اعضای مرکز شماره۱ کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان عصر روز دوشنبه 27آذر 1390به پیشواز شب یلدا رفتند.
سکینه یدالله پور، سرپرست این مرکز، علت تعجیل در اجرای این مراسم ملی را درگیر بودن اعضا و خانواده ها جهت تدارک مراسم در روز چهارشنبه عنوان کرد. وی درباره هدف از برگزاری این برنامه گفت:این مراسم سنتی براساس تاکید مدیرعامل محترم کانون و بخشنامه حوزه مدیریت استان مازندران و با هدف آشنا کردن کودکان ونوجوانان با فلسفه مراسم شب یلدا برگزار شد.
یدالله پور فلسفه اصلی این مراسم را دورهم جمع شدن خانواده ها گرد بزرگان و سالمندان فامیل، تبرک جستن از قرآن و دیوان حافظ همچنین ترویج فرهنگ قصه گویی و بهره گیری از دانش و تجربه های ارزشمند بزرگان و سالمندان دانست که درفرهنگ اسلامی نیز بسیار سفارش شده و از جایگاه تربیتی خوبی برخوردار است.
سرپرست مرکز شماره 1 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگی را اهمیت دادن به مراسم دینی و ملی و آشنا کردن کودکان و نوجوانان با فرهنگ ریشه دار خودی دانست.
در ساعت پانزده طبق قرار قبلی، اعضا و خانواده هایشان،آقای ذبیحی، کارشناس هنری، سرپرستان مراکز شماره 2 و 3 و چند تن ازمربیان ساری و نکا در مرکز حاضر شدند . جنب و جوش و سر و صدای بچه ها حکایت از بی صبری آنان برای آغاز مراسم می کرد. بالاخره انتظار به پایان آمد و مراسم با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط زهرا مهدوی،عضو مرکز، شروع شد. ربابه هاشمی،مجری برنامه، با خواندن غزلی از لسان الغیب،حافظ شیرازی، برنامه را ادامه داد.
مجری برنامه ، خانم سکینه ید الله پور،سرپرست مرکز را جهت گفتن خیر مقدم به حاضران فراخواند.
سپس از علیمراد خرمی، کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی و مربی فرهنگی مرکز برای سخنرانی پیرامون فلسفه برگزاری مراسم شب یلدا در میان ایرانیان دعوت شد.

خرمی ضمن گرامی داشتن یاد حماسه سازان عاشورا گفت: شاید این شبهه پیش بیاید که برگزاری این مراسم نسبتی با ایام محرم ندارد. بنده عرض می کنم : اگر در این شب گرد رفتار شبهه ناک نگردیم، منافاتی هم ندارد. بلکه گردهم آمدن خانواده ها، صله رحم و تفال از دیوان حافظ ،که خود ترجمان قرآن کریم است، در هر زمانی خوب است. هنگامی که یزید درشام از حضرت زینب(س) پرسید: حال و روزت را چگونه می بینی؟ ایشان در بیانی ملکوتی و عارفانه فرمودند: "ما رایتُ الا جمیلا" یعنی جز زیبایی نمی بینم. ما هم به پیروی از این بزرگان باید یاد بگیریم که همه هستی ر زیبا ببینیم. به قول سعدی "غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟" برای یک مسلمان شهادت زیبا ترین و مبارک ترین اتفاق است.
این پژوهشگر فرهنگی و مربی کانون سپس در باره تاریخچه و فلسفه مراسم یلدا سخن گفت. خرمی ضمن تشریح آداب تفال از قرآن کریم و دیوان حافظ فال حافظ را امری ذوقی دانست و دیوان حافظ را به علت در نظر گرفتن معدل احساسات مردم همچنین تو در تویی معانی جامع الاطراف بودن مفاهیم بلند و درونمایه الهی و آسمانی اش شایان توجه بیش از پیش دانست.
این کارشناس و مربی فرهنگی به آداب قصه گویی در این شب نیز اشاره کرد و این فرهنگ را سنت خداوند و انبیا و اولیای الهی جهت تربیت درست جامعه عنوان کرد.
از برنامه های دیگر این مراسم اجرای مشاعره توسط نگین و امین انوری از اعضای کانون شماره یک ساری بود.

سید صبا وسیده سعید اسماعیلی نیز با نواختن یک آهنگ آرام و سنگین به زیبایی این برنامه افزودند.
سپس ربابه هاشم، قصه گوی بین المللی کانون مازندران، به قصه گویی پرداخت و قصه زیبای «قطره طلایی» را برای حاضران اجراکرد.
شکیبا نیکزاد متن ادبی زیبایی خواند و هانیه اسماعیلی هم به خوانش یکی از قصه های نوشته خودش را ،که درباره یلدا بود، پرداخت.
پس از نوازندگی نگین انوری ، عضو مرکز، بالاخره نوبت به فال رسید و خرمی دوباره در جایگاه رفت. پشت کرسی شب یلدا نشست و با خواندن سوره مبارکه «حمد» به همراه حاضران و نثار آن به روح بلند حضرت حافظ به نمایندگی جمع ، دیوان مبارکش راگشود.
خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود به هر درش که بخوانند بیخبر نرود
طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی ولی چگونه مگس از پی شکر نرود
سواد دیده غمدیدهام به اشک مشوی که نقش خال توام هرگز از نظر نرود
ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار چرا که بی سر زلف توام به سر نرود
دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که آبروی شریعت بدین قدر نرود
من گدا هوس سرو قامتی دارم که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری وفای عهد من از خاطرت به درنرود
سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود
به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید چو باشه در پی هر صید مختصر نرود
بیار باده و اول به دست حافظ ده به شرط آن که ز مجلس سخن به درنرود
خرمی آمدن این غزل را به فال نیک گرفت و به حضار گفت: حافظ به شما سفارش می کند که که بی اندیشه هر دعوتی را پاسخ نگویید و به صراط مستقیم توجه داشته باشید.
برنامه پایانی این مراسم، پذیرایی بود که حاضران با هنوانه، پشت زیک(سوهان کنجد)، باوو دونه(برنجک) که از لوازم سنتی و بومی ویژه این شب است پذیرایی شد.
از اتفاقات بسیار زیبای این مراسم حضور خانم کبری صالحی، مسئول پیشین این مرکز بود که مدتی پیش به افتخار بازنشستگی نایل شد. از درگاه خداوند متعال برای ایشان آرزوی سلامتی و شفای عاجل می کنیم.

کلاس پنجم
باورم نمی شد که من در یک سفره ی پر از خوراکی هستم. رفتم روی ظرف آجیل ..از آن بالا داخل ظرف خیلی قشنگ بود آدم دلش میخواست همه ی آنها را یکجا بخورد. به نظر می رسد شب یلدا است. داشتم با خودم حرف می زدم که پوریا یک مشت آجیل برداشت.من در مشت او بودم او خواست مرا هم به همراه آجیلها بخورد که سارا به دست پوریا زد و آجیل از دستش ریخت"یک جایی بدجنسی سارا به دردم خورد" ،من هم از فرصت استفاده کردم واز آنجا دور شدم.ولی باز هم دوست داشتم در آن سفره ی خوشمزه باشم.سفره ای با ظرفهای انار ،انواع ترشی ها،میوه ها،خرمالو ،هندوانه حتی ظرف گود آجیل... . رفتم سمت آجیلهای ریخته شده و یک نخود را برداشتم و خوردم.پدربزرگ داشتند قرآن میخواندند.بچه های فامیل هم مثل همیشه سروصدا می کردند. بله..همین طور هرکس به کاری مشغول بود.وای...اصلا یادم نبود کوچک شدم.داشتم گریه می کردم اما تا چشمانم را باز کردم دیدم بزرگ شدم.راستی سر آخر هم رفتم دوش گرفت:"تمام تنم بوی آجیل گرفته بود".
سیده زهرا حسینی
امام سجاد
پدرش شد شهید در کربلا
ذکرش فقط بود خدا،خدا
او بود امام چهرم
آن امام معصوم
حاکمی مثل یزیدیها
زندانی کرده بودند او را
او خیلی با صفا بود
ذکرش فقط خدا بود
آقای سید رضا صدرائی ُمربی محترم موسیقی مرکز ساری یک ُتبریک گفته و برایشان آرزوی
موفقیتهای بزرگتری را در این زمینه داریم .

نقاشی از: اکبر ابراهیمی مربی هنری
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
همه جا سیاه است ..اشتباه نکن! شب نیست... تمام این آیه ها سوگنامه ای است برای فصلی از هستی،فصلی که با تمام فاصله گرفتن از عصر جدیدمان قدمتی جاودانه تر می گیرد
زبان قادر به وصف این سوگنامه نیست
عشق! لب تر می کند و این روزها را بازگو می کند
مشاهده کن! آسمان مدتی است گریه را آغاز کرده است
وزمین برهنه می شود تا بر سرو سینه زند
مشاهده کن
بوی محرم از تمام کوچه ها می گذرد
و ندا می دهد ((هیهات من الذله))
خیمه گاه برپا می شود
دل آگاه می شود
و عشق مزه ی کارما می شود
یک یا حسین دیگر!
معصومه آهنگری-مربی ادبی
| Design By : Night Melody |


